مجله صنعت آزمایشگاه: چرا تبلیغات من اثر ندارد

مارکتینگ-خدمات-درمانی
مجله صنعت آزمایشگاه: مارکتینگ خدمات درمانی
آوریل 21, 2020
کوچینگ-فردی
کوچینگ فردی و کوچینگ کسب و کار – رپورتاژ
آوریل 21, 2020

 

قانون اول: قانون ذهن
همه علت و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند .شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. همیشه درباره چیزهایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن، درباره چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید.

چرا تبلیغات من اثر ندارد ؟
هر روز و هر شب در محیط اطرافمان شاهد تبلیغات فراوانی هستیم. رادیو، تلویزیون، بوردهای تبلیغاتی،روزنامه ها و…; اما آیا همهء این تبلیغات منجر به فروش میشود؟ تحقیقات نشان م یدهد درصد زیادی از این تبلیغات نه تنها تاثیری در میزان افزایش فروش نداشته بلکه گاهی باعث کاهش آن م یشود و یک سوال کلیدی برای افراد پیش می آید: چرا تبلیغات من اثر لازم را ندارد؟؟ تبلیغات غلط م یتواند عملا میزان فروش یک محصول را کاهش دهد. در یک تحقیق معلوم شد مصرف یک نوشیدنی خاص در میان افرادی که آگهی آن را به یاد داشتند، ک متر از افرادی بود که آن را فراموش کرده بودند. تولی دکننده نوشابه میلیو نها دلار صرف تبلیغاتی کرده بود که باعث فروش نرفتن آن م یشد.

خود نویسندگان و محققان تبلیغات نیز بر این نکته واقفند و فقط مساله این است که نم یدانند کدام تبلیغات باعث فروش م یشود.طبق تحقیقات انجام شده بر روی ۷۸ نام تجاری این نتیجه به دست آمد که در حدود ۷۰ درصد تبلیغات انجام شده تاثیر کوتا همدت بر فروش داشت هاند. از این میان ۴۶ درصد آن هم تاثیر بلندمدت داشت ماند.در حدود ۱۰۰ سال پیش نیز William Hesketh (ویلیام هسکث) گفته بود نیمی از تبلیغات انجام شده به هدر میرود فقط ما نم یدانیم کدام نیمه از آن در سال ۱۹۹۷ شرکت اپل برنامه ی تبلیغاتی را هاندازی کرد که در آن از شخصی تهایی چون آلبرت انیشتین، محمد علی کلی و پابلو پیکاسو استفاده کرده بود و شعار اصلی آن این بود: Think Diffrent ( متفاوت بیندیش) این تبلیغ در سال ۱۹۹۸ جوایز متعددی از جمله شیر نقر های فستیوال کن را از آن خود کرد اما بعد از آن طی سه ماه، میزان فروش شرکت به ترتیب شروع به کاهش کرد. در ادامه پنج دلیل ذکر م یشود که باعث عدم موفقیت تبلیغات میشود:

۱ تخصیص بودجه اشتباه:
بسیاری از شرک تها و موسسات برای انجام تبلیغات بودج های تخصیص میدهند اما هیچ نم یدانند این بودجه برای به نتیجه رساندن پروژه ی تبلیغاتی کافی است یا نه؟ مثال رایجی در این باره وجود دارد که م یگوید رسیدن به هدف در تبلیغات مانند شکار اردک است. فرض کنید به شما مقداری باروت و ساچمه م یدهند اما مقدار باروت به حدی نیست تا این ساچم ه ها را به سطح ارتفاع پرواز ارد کها برساند. در نتیجه هر چقدر هم که شلیک کنید چیزی عاید شما نخواهد شد. نحوه تخصیص بودجه یکی از موارد بسیار مهم در تبلیغات اثر بخش می باشد. در حقیقت، تبلیغات نوعی سرمایه گذاری است . هر واحد سازمانی بودجه خاص خود را دارد و سازمان نباید به یک واحد اجازه دهد که از بودجه واحدها دیگر استفاده کند. ولی بودجه تبلیغات مختص به یک واحد نیست و باید با دقت صرف شود. مدل های رایج در بودجه بندی تبلیغات به شرح زیر می باشد:

– بودجه بر مبنای انجام یک تبلیغ مشخص
– بودجه بر مبنای درصدی از فروش
– بودجه در مقایسه با رقبا
– بودجه بر مبنای درصدی از سود
– بودجه بر مبنای مدل هزینه

۲ شناخت نام کالای شما شرط کافی نیست:
بسیاری از کارفرمایان می پندارند در صورت شناخت نام کالا یا خدمتشان در اذهان عمومی، راه برای دستیابی به سبد خرید مشتریان باز است. این شرط قطعا لازم است اما کافی نیست. اما اشتباه بزرگی است که فکر کنیم در صورت مطرح بودن نام شرکت یا کالا هر کس سراغ ما خواهد آمد. را میشناسند اما همه از آ نجا غذا نمیخرند، باید برای جذب مشتری (McDonalds) همه مک دونالد انگیزه ایجاد کرد.

۳ کارکنان خود را آموزش دهید:
فراموش نکنید کارکنان شما و چگونگی برخورد آ نها با مشتری، خود تبلیغ بسیار مهمی است. هر حرکت و جمله آ نها برای مشتریان موجود و آینده یک تبلیغ محسوب میشود. شما م یتوانید بهترین تبلیغات را برای مجموعه خود انجام دهید اما یک برخورد اشتباه از طرف منشی شما که به تلفن پاسخ میدهد، م یتواند تمامی میلیونها تومان پولی را که برای معرفی شرکت خرج کرد هاید، به باد دهد. در نتیجه تمام کارکنان شما که با مشتری در تماس هستند می بایست دوره های مقدماتی و پیشرفته فنون مذاکره، فن بیان، اصول و دوره هایی از CRM، مشتری مداری این دست را طی کنند تا به ابزارهای ارتباطی نوین در مواجهه با مشتریان مسلح گردند.

۴ اطلاعات لازم را درباره مشتری و مخاطب خود جم عآوری کنید:
در حقیقت به دنبال اطلاعاتی باشید که نیازها و خواست ههای مصر فکننده و مشتری شمار ا در برداشته باشد. در اصل باید به تحقیقات بازار در حوزه نیاز های مشتریان و مخاطبان خود بپردازید. باید بدانید مشتریانتان چه می خواهند؟ نیازشان چیست؟ تصمیمات خریدشان را چطور می گیرند؟ در هنگام انتخاب به چه عواملی توجه دارند؟

۵ بازاریابی خود یک سرمای هگذاری است:
تبلیغات باید به سرعت باعث فروش شود. اگر هزینه تبلیغات را مانند هزین ههای دیگری چون آب، برق، تلفن و… میبینید، سخت در اشتباهید. تبلیغات خود یک سرمایه گذاری است که باید برگشت داشته باشد، بنابراین در زما نها و مکا نهایی که مخاطب ندارید، تبلیغ نکنید. نکته بسیار مهم اینکه باید ابتدا بازار خود را به دقت بررسی کرده و به شناخت کافی در حوزه های نیازهای بازار، فعالیت رقبا، خواسته های مشتری، برنامه های توسعه ای و … برسید تا بتوانید تحلیل واقعی برای تدوین طرح بازاریابی خود داشته باشید. باید بدانیم در صورتی که بدون اطلاعات کافی وارد بازار شویم بی شک دست به کار خطرناکی زده ایم و آن به آتش کشیدن پولمان است.

در زیر و به اختصار ۱۰ اشتباه خطرناک شرکتها را در حوزه بازاریابی، خدمتتان معرفی میکنم:
-۱ شرکتها به مقدار کافی بازارگرا و مشتری مدار نیستند .
۲ شرکتها به طور کامل مشتریان هدف خود را نمی شناسند.
۳ شرکتها به صورت صحیحی روابط خویش با ذینفع هایشان را مدیریت نمی کنند.
۴ شرکتها نیاز دارند تا رقبای خود را بهتر تعریف نمایند و آنها را زیر نظر داشته باشند.
۵ شرکتها در پیدا کردن فرصت های جدید مهارت لازم را ندارند.
۶ فرآیند برنامه ریزی بازاریابی شرکتها اثربخش نیست.
۷ خط مشی، کالاها و خدمات شرکتها نیاز به کنترل بیشتری دارد.
۸ مهارتهای ایجاد نام تجاری و ارتباطات شرکتها ضعیف است.
۹ شرکتها برای اجرای اثربخش و کارایی بازاریابی به خوبی سازماندهی نشده اند.
۱۰ شرکتها حداکثر استفاده را از فن آوری های جدید نمی کنند.

به امید ارتقا سیستم های فروش و بازاریابی تمام شرکت های خوش فکر در ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *